عزیز دل مامان و بابا فاطمهعزیز دل مامان و بابا فاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

بوی بهشت من : فاطمه

بازی برای افزایش تمرکز و دقت !

سلام . این بازی رو دو هفته ی پیش باهم انجام دادیم و حدودا نیم ساعتی سرگرم شدی و خیلی خوب بود . دخترم عااشقتم و خدارو به خاطر داشتنت شکر می کنم . وسایل مورد نیاز : موچین . نخود و لوبیا . چند تا ظرف اینم دختر ما خوشحال از انجام این بازی . خدایا شکرت ... بریم ادامه ی مطلب و بازی بعدی رو ببینیم ما با کارت های بن بن بن این بازی رو انجام دادیم شما می تونین تو خونه خودتون هم درست کنید . بازی به این صورته که از هرشکل دو تا تهیه میکنین و به صورت درهم کارتارو می چینین جلوی کودکتون و اون باید اونایی رو که شبیه به هم هستند پیدا کنه و کنار هم قرار بده . این بازی یه جور سخت ترم داره که بعدا براتون می ...
18 مهر 1393

روز جهانی کودک مبارک !

سلام دختر گلم . می خواستم روزتو بت تبریک بگم و خدارو به خاطر داشتنت بی نهایت شکر می کنم . از بودن در کنار تو لذت می برم و به عشق تو نفس می کشم . مفصل برات می نویسم بعدا که چه کارا کردیم برای اینکه این روزو برات به یادموندنی کنیم .   ...
17 مهر 1393

بازم بازی !

سلام فاطمه ی گلم . داریم به دو سالو سه ماهگیت نزدیک می شیم ان شالله . امروز می خوام از یه بازی جدید بنویسم . بازی با نمک . توی یه سینی نمک به مقدار لازم ریختیم و با یک نی تو سینی فوت می کردیم و نمکا جابه جا می شدن . هم اموزش غیر مستقیم نیروی باد رو داشتیم هم اینکه بعدش کلی نقاشی کشیدی ادامه ی مطلب یادت نره ...   فاطمه خانم در حال ساخت رنگ انگشتی ...
4 مهر 1393

نقاشی با چرخ ماشین !

این بازی رو حدودا یک ماه پیش با هم انجام دادیم و من تازه الان فرصت کردم عکساشو برات بزارم. البته زیاد استقبال نکردی و با کاردک مشغول نقاشی شدی . فکرکنم برای پسرا جذاب تر باشه این کار . بقیه عکسا ادامه ی مطلب اینارو که می نوشتی می گفتی یک دو سه چهار و تاده می شمردی و می نوشتی این نقاشی هم که با خودکار کشیدی نقاشی پپا پیگه . واقعا زیباست افرین دختر گلم . نقاشی هات به شدت پیشرفت کرده تواین دوماه .     ...
4 مهر 1393

عروسی عموحسین

دختر گلم پنج شنبه ی هفته ی گذشته عروسی عموحسین و زنمو جون عالیه بود . از اونجایی که عاشق عروس و عروسی هستی دلم می خواست لباس عروس بپوشی و بازم دوست داشتم که لباستو خودم واست بدوزم . به پیشنهاد یکی از دوستای خوبم تصمیم گرفتم واست لباس توتو بدوزم . بعد از اتمام امتحاناتم دست به کار شدم و اول یه سرچ تو نت زدم فارسی و انگلیسی که مطالب خوبی دستگیرم شد ولی مهم تر از اون فیلمایی که از یوتیوب دانلود کرده بودم خیلی بهم کمک کرد . دوخت این لباس به جز کار دستاش فقط با گره انجام می شه و ساده ولی در عین حال وقت گیره . شب عروسی مثل ستاره ای می درخشیدی و من خدارو به خاطر داشتنت هزاران بار شکر می کردم و می کنم . عزیزم دوست دارم اندازه ی تمام ...
27 شهريور 1393

سفر به شمال و شمال غرب کشور عزیزم ایران!

سلام دوستای گلم و دختر عزیزم . دلم می خواست مفصل داستان سفرمون برات بنویسم ولی وقت ندارم پس به توضیحات کوچک بسنده می کنم . ما اول به اتفاق دایی مهدی و خاله ی من و مامانجون و دایی جون اینا رفتیم نشتارود شهری در نزدیکی عباس اباد و دو شب اونجا بودیم که خیلی بمون خوش گذشت و همه چی عالی بود . بریم ادامه ی مطلب عکسارو ببینیم علی و فاطمه تاب بازی در محوطه ی زیبای ویلا هوا به شدت شرجی بود و لنز دوربین دائما بخار می گرفت اینجا گردنه ی حیرانه که ما چادر زدیم به خاطر افتاب شدید و ناهار خوردیم و خیلی خیلی هوا گرم بود توی سرعین شب اول پشه ها حسابی خوردنت و چهل جای صورتتو نیش زدن به طوری که وقتی صبح چهرتو دیدم وحشت ...
13 شهريور 1393

بای بای می می

سلام دختر گلم . بالاخره اخرین مرحله ی پروژه ی شیرین و در عین حال سخت شیر دادن به شما رو در تاریخ پنج شهریور ماه شروع کردم... دحتر گلم از اونجایی که دلم می خواست حتما حتما دوسال تمام شیر بخوری و باز از اونجایی که تولدت یه روز قبل ماه مبارک رمضان بود و اصلا امادگی برای این کار نداشتم صبر کردم تا شرایط زندگیمون به یه ثبات نسبی برسه بعد این کارو شروع  کنیم . چون بعد ماه رمضان استرس امتحاناو بعدم مسافرت رو در پیش داشتیم . از خیلی قبل تر ها مثلا چهار ماه پیش تدریجا شیر دادن رو کم کرده بودم تا حدودی ولی  به دلیل وابستگی زیادت گاهی برناممون به هم می خورد و دوباره برمی گشتیم سر جای اول . ولی از همون موقع ها برات توضیح...
8 شهريور 1393