عزیز دل مامان و بابا فاطمهعزیز دل مامان و بابا فاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

بوی بهشت من : فاطمه

بی خبری بهترین خبره !

سلام دختر گلم . شما امروز یک سالو پنج ماهو 15 روزه شدی . مبارک باشه چند روز بود که خیلی بد غذا می خوردی ، بی حوصله و کلافه بودی و کلا یه چیزیت بود . منم با خودم گفتم حتما داری دندون در میاری . از اونجایی که به دهنت خیلی حساسی و نمی زاری بش دست بزنیم (یکی از مشکلات ما موقع دکتر رفتن همینه که نمی زاری معاینت کنه) ، با یه نگاه کلی خبری از دندون جدید نبود . ولی دیشب سرتو رو بالش گذاشته بودی و داشتی وووووووووونگ می زدی منم جلوت نشسته بودم که دیدم  اون عقب عقبا یه چیزی داری می درخشه . دیدم بلــــــــــــــــــــــــــــــــه دو تا مروارید خوشگل دیگه(دندونای اسیای بالا سمت راست و چپت) ، به قبلی ها اضافه شده . خیلی خوشحال شدم و خوشحال تر...
21 آذر 1392

مروارید های کوچولوی من !

فاطمه ی 14 ماهو شش روزه ی من ، می خوام برات از مزواریدای خوشگلی بگم که مهمون دهان خوشگلت شدن و تو به وسیله این مرواریدای خوشگل چه خرابکاری هایی که نمی کنی ... از گاز زدن تیوپ کرم و خمیر دندان گرفته تا باز کردن هر چیزی که با دست نمی تونی مثل در سس و گاهی گاز گرفتن منو بابایی البته مورد آخر یکی دو بار بیشتر اتفاق نیفتاده اونم برای به دست آوردن تجربیات جدید بوده احتمالا شما در حال حاضر 7تا دندون داری که هشتمیشم داره در میاد . 4تا بالا 3 تا پایین که همشون دندون های جلویی هستن و غذارو با این دندونات خیلی با مزه می جوی . ...
10 شهريور 1392

مرواریدهای جدیدت مبارک نفسم

فاطمه جونم تو همون بهبوهه ی اثاث کشی د2 تا دندون بالاییت هم شروع به نیش زدن کرد و تو حسابی کلافه بودی و اذیت شدی . مبارک باشه عزیز دلم . از اتفاقات دیگه اینکه خودن جوجو پر کلاغ پرو به زبون خودت میگی مثلا به پر میگی و خیلی بامزه بقیه کلماتم میگی که قابل نوشتن نیست . با تلفن هم که خیلی با مزه حرف میزنی . دایی رو کامل تلفظ میکنی . عمه و عمو هم میگی . فضولی هات هم که خیلی بیشتر شده  راحت در کشوها و کابینت هاروباز میکنی و خیلی کارای شیرین دیگه ... ...
5 تير 1392

مروارید های کوچولو

سلام فاطمه جونم می خوام از این به بعد اگه بشه بیشتر برات بنویسم . البته اگه شما بزاری .اخه تا میام پای لپ تاپ میای از پاهام اویزون میشی و می خای که بغلت  کنم . من فقط وقتایی که خوابی میتونم بیام برام مطلب بزارم تازه درسامم هست که این چند وقته حسابی از برنامه هام عقب افتادم . مادر جون میگه همه رو بزار کنار فقط فاطمه رو بچسب امروز می خوام برات از دو تا اتفاق مهم بگم . اولیش که خیلی خیلی هممونو خوشحال کرد دندون های خوشگلت بود که بالاخره از زیر لثه ات پیدا شد . من از شش ماهگی منتظر این مروارید های کوچولو بودم ولی شما در تاریخ 10 فروردین بالاخره با دندون شدی در سن 9 ماه و4 روزگی . مبارکت باشه عزیزم . شما خیلی این چند وقت به خاط...
22 فروردين 1392
1