تولد عزیز دل منو دخترم !
6اذر تولد بابا میثمه . من امسال 3 روز پیشواز رفتم و امروز دوتایی برا بابا میثم یه تولد کوچولو گرفتیم و حسابی سورپرایزش کردیم .
جریان از این قرار بود که چند روز پیش با دایی فرزاد رفتیم واسه بابا میثم دوتا پیراهن خوشگل خریدیم . امروز کادوشون کردم به اضافه ی جوراب و یه چیز دیگه . دلمم شور می زد که زودتر بیاد و پیرهنارو بپوشه ببینم اندازشه یا نه . خلاصه بعد از ظهر هم وقتی شما خواب بودی یه کیک خوشمزه و خوشگل درست کردم و روشم با دنت شکلاتی تزیین کردم و منتظر اومدن بابا میثم شدم . شمام به موقع از خواب بیدار شدی .
وقتی صدای ماشین بابا رو شنیدیم برقارو خاموش کردیم و درو باز گذاشتیم و رفتیم پشت جاکفشی قایم شدیم . من بت گفتم بریم قایم شیم بابا بیاد پیدامون کنه و کلی همکاری کردی و هیچ چی نمی گفتی .بابا که اومد تو لوسترو روشن کردم و تولد مبارکو خوندم . بابا میثم کلی ذوق زده شد . می گفت اصلا یادش نبوده که تولدش بوده .توام کلی کیف کردی . بعدش کادوی خودتو دادی به بابا و بوسش کردی . (خیلی لحظه ی با شکوهی بود !) و بعدم کیک بریدیم و خوردیم و منم کادوهامو دادم به تعداد سال هایی که با من تولدشو جشن گرفتیم یعنی 5 سال 5 تا کادو دادم به بابا میثم .
خلاصه که خیلی خوش گذشت . فقط یکی از پیراهن ها یه کم تنگ بود که باید بریم عوض کنیم .

همسر عزیزم ان شالله 120 سالگیتو با همدیگه جشن بگیریم .


تولد عزیز دل منو دخترم !
