مرواریدهای جدیدت مبارک نفسم
فاطمه جونم تو همون بهبوهه ی اثاث کشی د2 تا دندون بالاییت هم شروع به نیش زدن کرد و تو حسابی کلافه بودی و اذیت شدی . مبارک باشه عزیز دلم . از اتفاقات دیگه اینکه خودن جوجو پر کلاغ پرو به زبون خودت میگی مثلا به پر میگی و خیلی بامزه بقیه کلماتم میگی که قابل نوشتن نیست . با تلفن هم که خیلی با مزه حرف میزنی . دایی رو کامل تلفظ میکنی . عمه و عمو هم میگی . فضولی هات هم که خیلی بیشتر شده راحت در کشوها و کابینت هاروباز میکنی و خیلی کارای شیرین دیگه ... ...
تولد تولد تولدت مبارک
قربووووووووووووونت برم فاطمه جون یک ساله ی من . تولدت مبارک عزیز دلم . منو بابا میثم یک سال از بهترین سالهای زندگیمونو باتو پشت سر گذاشتیم الهی همیشه سالم باشی و لبت همیشه خندون باشه . اینم از عکسای تولد گل دخترم . جای همتون خالی اینجا برات اهنگ تولدت مبارک گذاشتیم و داری نانای می کنی نفسم برای دیدن بقیه ی عکسا بریم ادامه ی مطلب اولش که گذاشتمت رو مبل تا ازت عکس بگیرم گریه کردی ولی با کمک شلوغ کاری بچه ها اروم شدی . فدای بغضت بشم اینجا در حال بازی با جورابت هستی و به مامان بیچارت که هی صدات می کنه تا ازت عکس خوشجل بگیره توجهی نمیکنی اینم عکس اقا احسان گل پسر عمه اعظم جون ...
سفر به همدان به اتفاق عمه اعظم جون
از جمعه 31 خرداد تا یک شنبه رفتیم همدان که خیلییییییی خوش گذشت . جای همگیتون خالی ارامگاه بابا طاهر ارامگاه ابوعلی سینا که دیر رسیدیم و درش بسته بود مام از بیرون عکس انداختیم اینجا هم رفتیم گنج نامه و ناهار جوجه خوردیم عباس اباد و فاطمه مشغول مسواک زدن انقدر خسته شدی که تو پارک عباس اباد خوابیدی اینم عکس دختر عمه جون حسنی که هفت ماه کوچیکتر از فاطمه است ...
گوشی عزیزم !!!
سلام به همه ی عزیزانی که وبلاگ فاطمه رو دنبال می کنند . این یک ماهی که گذشت خیلی برای ما روزای سختی بود . اولش که مشغول پروژه ی نفس گیر اثاث کشی اونم با یه دختر شیطون بودیم . بعدشم که سرفه های بی امان من که اخرشم خوب نشد و رفتم دکتر و گفت که برونشیته و اسپری بم داد . جمعه به اتفاق عمه اعظم جون اینا رفتیم همدان که اونجا خییییییییلییی بمون خوش گذشت ولی لحظه ی اخر موقع برگشتن گوشیم افتاد تو دستشویی و حتی نتونستیم درش بیاریم . در نتیجه یه عاااالمه از عکسای خوشگل فاطمه موقع اثاث کشی و عکسای باغ و خیللیی از عکسای دیگه که به دلیل اثاث کشی وقت نکرده بودم خالی کنم تو لپ تاپ از بین رفت و من کلی گریه کردم . دیروز هم که متاسفانه مسمو...
نویسنده :
مامان
11:31
سری هشتم عکسای گل دخترمون
فاطمه و اسباب کشی فاطمه در حال خوردن شکلات ...
اندر احوالات ما در اسباب کشی
سلام به همه . این روزا که نبودیم مشغول اسباب کشی بودیم و الانم با موبایل اومدم یه سری بزنم و بگم که به زودی با کلی عکس قشنگ از فاطمه جون و اتاقش و خاطرات اسباب کشی میایم پیشتون ...
نویسنده :
مامان
23:29






