فاطمه شکلات می خوره
دایی فرزاد یه شکلات داده دست شما و انقدر گاز گازش کردی تا تونستی به محتویاتش دسترسی پیدا کنی ... ...
بازی با روروئک در حیاط خونه ی پدر جون
اینجا خسته شدی و می خوای که من بغلت کنم قربونت بشم به چی فکر میکنی ؟؟؟ راستی این کفش سوت سوتی ها که پاته رو خیلی دوست داری ...
هنر دست مادر جون
فاطمه جونم خوش به حالت . مادر جون همش واست لباسای خوشگل میدوزه . اینم یه لباس جدید که تازگیا برات دوخته . دست گلش درد نکنه . ...
نویسنده :
مامان
23:03
دخمل ورزشکار ما
فاطمه جونم خونه ی مادر جون اینا بارفیکس دارن . شما خیلی دوست داری ازش اویزون بشی و ما بالا پایین ببریمت . کلی کیف می کنی و یه بارم حدود یک دقیقه بدون کمک بارفیکسو چسبیدی ولی چون یه کم ترسیدی دیگه نزاشتم کسی این کارو بکنه . اینم عکسای دختر ورزشکار ما : ...
فاطمه می گه بیا
دختر گلم شما یه کلمه ی دیگه در سن یازده ماهو پنج روزگی یاد گرفتی . یاد گرفتی می گی بیی ییا روی ی تشدید میزاری و دو بخشی میگی . خیلی بامزه و گاهی با حرص و عصبانیت داد میزنی به من میگی بی یا بعضی وقتهام میگی بولا به جای بیا . قربون شیرین زبونیات بشم . ...
سفر یک روزه به سرزمین پدری
سلام فاطمه ی 11 ماهو 6 روزه ی من . دختر گلم جمعه ی هفته ای که گذشت رفتیم روستای بابا میثم اینا به اتفاق بابایی ، عمو حمزه ، عمه منصوره و عمو جواد . خیلی خوش گذشت اینم چند تا از عکسات نفسم . اینجا خسته شدی و خوابت میاد فدات بشم ما برای شام فاطمه جونمو گذاشتیم تو قابلمه تا بپزه و بخوریمش از بس که خوشمزه است اینم یه امام زاده تو روستا که رفتیم زیارت فاطمه جونم شما عااااااشق آب بازی هستی اینجا یه چشمه ی خیلی قشنگه که عمو جواد شمارو برده کنارش و پاتو میزنی تو آب . آبش خیلی یخ بود و من همش می ترسیدم شب پا درد بگیری که خداروشکر طوریت نشد . اینجا...








